چرا نبايد بچه ها را با هم مقايسه كنيم؟

 

روانشناسي كودكان - فرار از فكر مقايسه فرزندم با فرزند ديگري، كار ساده‌اي است. كافي است، به خود بقبولانيد كه فرزند شما، موجودي مستقل و آزاد است كه راه رشد و شيوه زندگي خودش را دارد و خواهد داشت. بعضي‌ها، اين اصل را همان روزي كه روي صفحه مانتيور سونوگرافي، جنسيت كودك‌شان معلوم مي‌شود، مي‌پذيرند. اين كودك قرار نيست همه خواسته‌هاي شما را موبه‌مو اجرا كند؛ همان‌طور كه شما، خواسته‌هاي والدين‌تان را موبه‌مو انجام نداديد. فكر مي‌كرديد، دختردار مي‌شويد، اما او پسر است. دل‌تان پسر مي‌خواسته، اما او دختر است. او، به نظر شما، هيچ كاري ندارد. اگر هم همان جنسي است كه مي‌خواستيد، از روي بخت و اقبال بوده، نه حرف‌شنوي كودك شما. هيچ فرزندي، به خواست مادر و پدرش، جنسيت‌ا‌ش را تعيين نمي‌كند.

اندر فوايد واقع گرايي
بپذيريد كه كودك شما قرار نيست همان چيزي باشد كه شما در دوران بارداري تصور مي‌كرديد. اين تصورات كه سرش مو دارد يا نه، رنگ چشمش روشن است يا نه، چهره‌اش به شما يا خانواده شما رفته يا نه، هرچند براي مادر، شيرين به نظر مي‌ر‌سد، ولي از همان ابتدا، سنگ‌هاي زيربنايي رابطه والدين با فرزند را كج مي‌چيند.
اگر واقعيت فرزند شما، مطابق با تصورات‌تان بوده باشد كه باز به اين توقعات خود ادامه مي‌دهيد و اگر آن‌طوري كه تصور مي‌كرديد، نباشد، توي ذوق‌تان مي‌خورد. بنابراين سعي كنيد از هرگونه خيال‌بافي درباره چهره و ويژگي‌هاي ظاهري فرزندتان دوري كنيد. به اين متمركز شويد كه او، يك انسان است و بايد به او احترام گذاشته شود؛ به هر شكل و قيافه‌اي كه باشد. از آن طرف هم مغرور شدن به داشتن كودك زيبا، شايد دل‌چسب باشد، اما در آينده، مي‌تواند براي همان كودك، زيان‌بار باشد؛ زماني كه به‌خاطر زيبايي چهره‌اش، به خود، مغرور و زيبايي، معيار اصلي در زندگي‌اش مي‌شود.

روند رشد همه، يكي نيست
يادتان باشد كه قرار نيست فرزند شما، به‌طور دقيق و سر وقت معيني، گردنش را بالا بگيرد يا ميل به نشستن را از خودش نشان دهد. شايد او ترجيح دهد چند هفته‌اي ديرتر بايستد يا راه برود. اين‌كه شما، تقويم به دست، آمار همه بچه‌هاي اطرافيان را داشته باشيد، بيش‌تر از همه، خود شما را خسته و رنجور مي‌كند. به جاي اين مقايسه‌هاي ناچيز، به فرآيند رشد كودك، آگاه باشيد و به اصل دوم ايمان بياوريد. اصل دوم مي‌گويد كه رشد كودكان، هرچند از يك نمودار تبعيت مي‌كند، اما به اين معني نيست كه همه بچه‌ها، درست مانند همديگر، رشد مي‌كنند و نسبت به محيط واكنش نشان مي‌دهند.
اگر مي‌خواهيد از شر افكار مقايسه‌اي خلاص شويد، بهتر است يك دم‌نوش گياهي براي خود درست كنيد؛ وقتي فرزند خود را به پدرش سپرده‌ايد تا او را براي هواخوري، به بيرون از خانه ببرد. يك قلم و كاغذ جلوي‌تان بگذاريد و ليستي از بهترين‌هاي فرزندتان را تهيه كنيد. سعي كنيد ذهن را از مقايسه با ديگري دور كنيد. فقط به نكات مثبت او فكر كنيد؛ اين‌كه چه‌قدر زيبا لبخند مي‌زند، موقع بازي، چه‌قدر هيجان‌زده مي‌شود، فلان روز، در ميهماني، چه‌قدر آرام بود تا شما به ميهمان‌ها برسيد، اگرچه براي راه افتادنش، استرس زيادي داشتيد، اما به حرف افتادنش، خيلي شيرين بود، هرچند بدغذايي مي‌كند و لاغرتر از آن حدي است كه بايد باشد، ولي پرانرژي و بانشاط است و...
به كودك خود، اعتمادبه‌نفس بدهيد زيرا بزرگ‌ترين سرمايه‌اي كه يك مادر مي‌تواند به فرزندش بدهد، ايجاد حس اعتمادبه‌نفس است. اگر مادري، فرزندش را باور نكند، چگونه او، خودش را باور كند. فرزند خود و روند رشدش را باور كنيد. او، راه خودش را دارد، مانند هر انسان ديگري. مقايسه او با ديگر كودكان، بر سر اين‌كه زودتر به حرف افتاده‌اند يا شيرين‌تر با بزرگ‌ترها ارتباط برقرار مي‌كنند و فرزند شما، چنين نيست، او را به‌مرور، از خودش مأيوس مي‌كند.
مبناي ذهني‌تان را اين بگذاريد كه فرزند شما، بهترين فرزندي است كه مي‌توانستيد داشته باشيد. دقت كنيد؛ نمي‌گويم بهترين فرزند دنيا، كه اگر چنين تصور كنيد، يعني فرزندتان را در مقام مقايسه با ساير كودكان، بهترين مي‌دانيد كه اين نوع نگرش، به‌مرور، مي‌تواند براي شما، آفت شود.

كودك‌تان، براي شما، بهترين است
كودك خود را تبليغ نكنيد. او را آن‌چنان تصويرسازي نكنيد كه بعدها، اگر طور ديگري رفتار كرد، توي ذوق خود شما بخورد. بگذاريد سير طبيعي زندگي‌اش را داشته باشد. فرزند خود را ملاك ديگران نكنيد. اگر تمام معيارهاي رشد فيزيكي و عاطفي فرزند شما، دقيق و به‌موقع بوده است، خب خدا را شكر، اما نيازي نيست از او، قهرمان اسطوره‌اي بسازيد. بي‌شمارند كودكاني كه درست براساس جدول‌هاي رشد طبيبان بزرگ مي‌شوند.
اگر فرزند خود را به بُت زندگي‌تان تبديل كنيد، ممكن است او، براساس طبيعت كودكانه‌اش، رفتاري نشان دهد كه براي شما، آزاردهنده باشد و به‌مرور، شما، از او دور شويد؛ چون توقعات شما را برآورده نمي‌كند. شما، كودك‌تان را بهترين معرفي كرده‌ايد، اما او، به‌يك‌باره، مثلا در يك ميهماني، در مقابل ديدگان همه اقوام و دوستان، از خودش رفتاري نشان مي‌دهد كه نظر همگان را نسبت به خودش تغيير مي‌دهد.
يادتان باشد كه كودك شما، راه طولاني در پيش دارد. اگر از همين روزهاي اول و سال‌هاي نخست زندگي‌اش، ديد خود را نسبت به او تغيير ندهيد، در نوجواني و بزرگسالي‌اش، دچار مشكلات جدي‌تر مي‌شويد. اگر او را شخصيت مستقل و آزاد نپنداريد، چگونه مي‌خواهيد او را در انتخاب رشته تحصيلي و محل زندگي آزاد بگذاريد. اگر در كودكي‌اش، مي‌خواهيد آن باشد كه شما دوست داريد، چگونه در نوجواني بتواند علايق و استعدادهايش را شناسايي كند. اگر ذهن شما، براساس مقايسه فرزندان‌تان با ديگران باشد، چگونه او، خودش باشد. پس، بهتر است تا دير نشده، ذهن‌تان را خالي كنيد و بگذاريد كودك‌تان، سير زندگي خودش را داشته باشد و شما، به‌عنوان پدر و مادر، فقط مراقب او باشيد و از ديدن رشد او، لذت ببريد.

نكته
مقايسه كردن ، زمينه‌ساز دروغ گويي كودكان
انتطار و توقع بيش از حد از كودكان و مقايسه آنها با دوستان و همسالان در زمينه‌هاي گوناگون، يكي از علت‌هاي دروغ‌گويي محسوب مي‌شود و والديني كه انتظارات بيش از حد توان و استعداد كودكان داشته باشند و آنان را زير فشار قرار دهند، كودكان را به دروغگويي وامي‌دارند. والدين بايد توجه داشته باشند كه مقايسه كردن بچه‌ها، در هر سني، كار غلطي است كه سبب خودكم‌بيني كودك شده و سرخوردگي ايجاد مي‌كند و اين باعث مي‌شود كودك، براي فرار از مقايسه شدن، در حقيقت، از والدينش فرار كند و اين يعني خطر! پس، بايد به ياد داشته باشيد كه هرگز، بچه‌ها را با هم مقايسه نكنيد.
در نظر داشته باشيد كه انسان‌ها، متفاوت از هم آفريده شده‌اند و توانايي‌ها و خصوصيات‌شان نيز متفاوت آفريده شده است. بنابراين مقايسه، امري دور از منطق است. هر كسي، در زمينه خاصي، توانايي و استعداد دارد و نمي‌توان انتظار داشت كه دو نفر، مثل هم باشند. والدين بايد اجازه دهند كودكان، خودشان باشند. كار والدين اين است كه شرايطي را فراهم كنند كه استعدادهاي خدادادي كودكان، شكوفا شود و پرورش يابد.